اگر می خواهید آینه ای در دست بگیرید تا چهره اصلی ترین گروه حامی جمهوری اسلامی را به چشم ببینید، هیچ چیز گویاتر از این تک عکس فارس نیوز نیست. عکسی که همه چیز را در خود جای داده است؛ شلختگی، عصبیت، بی سوادی، پرونده سازی و از همه عیان تر «سیاهی» که بر در و دیوار خانه حسین علائی (بخوانید در و دیوار همه شهر) خودنمایی می کند. آیا جالب نیست که در هرکدام از این حرکت های «خودجوش» که با انبوهی از سازماندهی قبلی هم همراه است، آن همه غلط های نگارشی در پلاکاردها و اعلامیه های آنها دیده می شود؟ آیا این همه اشتباه خنده دار(!) اتفاقی است در دسته اشتباهات سهوی که ممکن است سراغ هر مکتوبه و دست نوشته دیگری بیاید و بعظا حیات یک نشریه را نیز بر باد دهد؟ و یا عیان کننده ذات بی سواد و بی ریشه این آدمیان است؟
نگاه کنید به این همه سیاهی و خشونت در نوشته ها! هم در معانی و هم در ظاهر. نوشته هایی که هم پر است از تهدیدهای ریز و درشت و ادبیاتی سخیف و هم «نازیبایی» بی اندازه ای را فریاد می کشد. خشونت و تهدید البته مشخصه اصلی گروه های فشار است و در ظاهر انتظاری از آنها نیست که در معانی لطیف باشند و اهل مدارا، که اصولا جنس چنین حمله هایی از هرگونه ملاطفتی مبراست. اما آیا کسی در آن جماعت نیست که اندک سوادی و یا لااقل سرسوزن ذوق هنری و یا خط خوشی داشته باشد؟ رنگ دیگری در دستشان نیست که همیشه سیاهی را بر دیوارها نقاشی می کنند؟
و در میان همه این حملات هم البته عکسی از رهبر یافت می شود. رهبری معنوی در قامت یک انسان معصوم که به زیبایی کادربندی شده است و نقش پیشوا-امام این جماعت را بر عهده دارد. چون سلطانی که اراذل و اوباشی را در حلقه محافظین خود جای داده است و هر چه زیبایی است از آن اوست و هر چه سیاهی است لایق مخالفینش. مخالفینی که می توانند حتی از نزدیک ترین لایه های هسته مرکزی قدرت بوده اما اندکی از صراط مستقیمی که رهبر برایشان (برایمان) تعیین کرده تخطی کرده اند… عکس خود با ما سخن می گوید.
