• خانه
  • درباره

جایی برای ننوشتن

امین ذال.

خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها
« لهستان ۱
پریشان‌گویی ۲ »

دلار

ژانویه 4, 2012 بدست امین

این روزها مهمترین دغدغه تمام ایرانی ها شده است افزایش قیمت دلار و افسوس هایی که نصیب تک تک آدم ها می شود. چه پولدارهایی که حسرت دلارهای فروخته شده شان را می خورند و چه فقرایی که به این سوال بی رحمانه می اندیشند که چطور است که با خرج نکردن پولی، فقیرتر و فقیرتر می شوند. و البته در موازات تمامی این «احساسات شکست انگارانه»، وهمی دیگر نیز شکل می گیرد که چه بسا تنها «ما» از شکست خوردگانیم و لابد قماشی در این آشفته بازار کرور کرور منفعت کسب می کنند. و عایدی این قبیل اتفاقات احساس شکست و نامیدی و عقب افتادن از قافله زندگی است. قافله ای که آنقدر کج و کوله و بی منطق طی مسیر می کند که تو را از هرگونه پیشبینی برای زندگی ات بازمی دارد. آگاهی از تغییرات قیمت دلار و یا دوری و نزدیکی به کانون قدرت می تواند برطرف کننده نیازهای اقتصادی شود و از طرفی دور بودن از این کانون تو را فقیرتر و فقیرتر می کند. هرچند آنچه واقعا در جامعه وجود دارد به این شوری نیست که بر زبان می آید اما تنها احساس اینکه «کسب ثروت مساوی است با دلال بازی و خرید و فروش به موقع ارز و خانه و ماشین» و به بیان دیگر احساس اینکه «کسب ثروت مساوی نیست با کار کردن و زحمت کشیدن»، همین ها بلایی بر سر جامعه می آورد که اثراتش به این زودی ها قابل درمان نیست. در چنین جامعه ای خوابیدن در صف سکه های دولتی همان قدر ارزش دارد که یک ماه سر و کله زدن با ارباب رجوع در ادارات. و نتیجه آن تحقیر کار کردن و اوج گرفتن دلالیت در ذهنیت هر یک از مردمان می شود. اثری شاید مهلک تر از افزایش آنی قیمت دلار. در زندگی روزمره بارها مردانی را در پشت مسافرکش های تهران می بینیم که دارای مدارک تحصیلی دانشگاهی هستند و با هر بار دیدنشان افسوسی می خوریم به حال نزار جامعه ای که این ها را به جای پشت میز به پشت فرمان آورده است. اما به نظرم گزنده تر از آن دیدن پزشک و استاد دانشگاهی است که برای تهیه مایحتاج زندگی، و یا به عبارت بهتر برای جبران عقب افتادگی از قیمت ها، خرید و فروش ارز و ماشین و خانه را به شغل پاره وقت خود برگزیده است. پزشک دلال، بیمار دلال، معلم دلال، دانشجو دلال، هنرمند دلال. و دلالیتی که از همه جامعه می بارد. دلالیتی برای بقا و دلالتی از فرو رفتن یک جامعه.

چشم انداز روشنی برای درمان این نابسامانی ها در آینده نزدیک مشاهده نمی شود و چه بسا روزهای سخت بیشتری هم در پیش باشد. روزهایی که با هر تهدیدی از جانب درجه داران ابله بر علیه دنیا، سیاهتر و سیاهتر هم می گردد. اما برای مایی که می خواهیم زندگی کنیم، این نابسامانی ها نباید بهانه ای باشد برای مرثیه خوانی بر بخت و اقبالمان و ترویج احساس شکست و عقب ماندگی. اگر در جایی زندگی می کنیم که باید حواسمان به قیمت دلار باشد و از سر اجبار خرید و فروش ارز را هم در برنامه زندگی مان قرار داده ایم، اما این نباید ما را به بازتولید این فرهنگ مبتلا سازد. مقاومت در مقابل بازتولید این فرهنگ یعنی دوری جستن از تکرار مرثیه های تکراری، یعنی مقاومت در مقابل دلال صفتی با وجود رصد کردن قیمت ها. یعنی درنیافتادن در چرخه معیوب «افزایش قیمت دلار –> پشیمانی از دلارهای خریده نشده». و در یک کلام مقاومت در مقابل هجوم فرهنگ دلال پیشگی.

کاری از مانا نیستانی

کاری از مانا نیستانی

دوست‌داشتن:

دوست داشتن
یک وب‌نویس این را دوست دارد.
  • مازیار بذرافکن

نوشته شده در همینجوری | نوشتن دیدگاه

  • نوشته‌های تازه

    • آیا افزایش نارضایتی ها به اعتراضات خیابانی می انجامد؟
    • عکس‌نوشت
    • پریشان‌گویی ۲
    • دلار
    • لهستان ۱
    • پریشان‌گویی ۱
    • جنون خون
    • ابتذال طبقه نوظهور
    • دیکتاتور در قفس
    • این دوازده نفر
    • در سوگ سحابی ها
    • شفافیت گم شده
    • عشق های تصادفی
    • عیدانه
    • در باب «خارج نشین» ها!
  • دسته‌ها

    • فرهنگ نامه
    • همینجوری
    • سیاست نامه
  • بایگانی

    • ژانویه 2012
    • دسامبر 2011
    • نوامبر 2011
    • سپتامبر 2011
    • اوت 2011
    • ژوئن 2011
    • مه 2011
    • مارس 2011
    • ژانویه 2011
    • نوامبر 2010
    • اکتبر 2010
    • اوت 2010
    • ژوئیه 2010
    • ژوئن 2010
    • مه 2010
    • آوریل 2010
    • مارس 2010
    • فوریه 2010
    • ژانویه 2010
    • دسامبر 2009
    • نوامبر 2009
    • اکتبر 2009
    • سپتامبر 2009
    • اوت 2009
    • ژوئیه 2009
    • ژوئن 2009
    • مه 2009
    • آوریل 2009
    • مارس 2009
  • فرا

    • نام‌نویسی
    • ورود
    • پیگیری نوشته‌ها با RSS
    • آراِس‌اِس دیدگاه‌ها
    • WordPress.com

وب‌نوشت روی وردپرس.کام.

پوسته: MistyLook کاری از Sadish.


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

نیرو گرفته از WordPress.com